


امشب برای قشنگی و پاکی چشمانت ماه به تماشا نشسته است!
تولـــــــــــــــــدت مبـــــــــــــــــــــــــــارک
امروز تولد گل من هست ۱۵ بهمن !!!!
از خدا ممنونم که توی این روز تورو به من هدیه داد 
برات آرزو می کنم که سالیان سال زنده باشی و با افتخار و سلامتی زندگی کنی و همیشه دلت شاد باشه و لبات خندون!
خوشحالم که هستی و با وجودت زندگییم رو شیرین و شیرین تر می کنی.
من این آهنگ و به بهترین دوستم (ش) تقدیم می کنم که تمام حرفام توی این آهنگ گفته شده!
اینم آهنگ زیبای که یکی از دوستان خواسته بودند
تقدیم به بهترینم(ن)
کاش امتداد لحظه ها تکرار دوباره با توبودن بود گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکن
نیمه شب اواره و بی حس و حال در سرم سودایه جامی بی زوار..پرسه ای اغاز کردیم در خیال دل به یاد اور ایام وصال از جدایی یک دو سالی می گذشت یک دو سال از عمر رفت و بر نگشت..دل به یاد اورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را ان نظر بازی و ان اسرار را ان دو چشم مست آهو وار را..هم چو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود..امد و هم اشیان شدبا من و هم نشین و هم زبان شد با من و خسته جان بودم که جان شد با من و نا توان بود و توان شد با من..دامنش شد خوابگاه خستگی این چنین آغاز شد دلبستگی..وای از ان شب زنده داری تا سحر وای از ان عمری که با او شد به سر...مست او بودم ز دنیا بی خبر دم به دم این عشق میشد بیشتر..امد و در خلوتم دم ساز شد گفتگوها بین ما آغاز شد..گفتمش...گفتمش در عشق پا بر جاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل..دل ز عشق رویه تو حیران شده..در پیه عشق تو سر گردان شده...گفت در عشقت وفا دارم بدان..من تورا بس دوست میدارم بدان...شوق وصلت به سر دارم بدان چون تویی مخمور خمارم بدان...با تو شادی می شود غم هایه من با تو زیبا می شود فردایه من..گفتمش عشقت به دل افزون شده دل ز جادویه رخت افسون شده جز تو هر یادی به دل مدفون شده عالم از زیبایت مجنون شده...بر لبم بگذاشت لب لعنی خموش..طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش در سرم جز عشق او سودا نبود بحره کس جز او در این دل جا نبود..دیده جز بر رویه او بینا نبود هم چو عشق من هیچ گل زیبا نبود...خوبیه او شهره افاق بود..در نجابت در نکوهی پاک بود..
روزگار
روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختیه ما را نداشت پیشه پایه عشقه ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت..اخره این قصه حجران بود و بس حصرت و رنج فراوان بود و بس...یاره مارا از جدایی غم نبود گر که بود در دلش مجنون و عاشق کم نبود بر سره پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود..با منه دیوانه پیمان
ساده بست ساده هم ان احد و پیمان را شکست بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست ان کبوتر عاقبت از بند رسد رفت و با دل داره دیگر احد بست....آخر آتش زد دله دیوانه را سوخت پی پروا پره پروانه را..عشقه من..عشقه من از من گزشتی خوش گذر بعد از این حتی تو اسمم را نبر..خاطراتم را تو بیرون کن ز سر دیشب از کف رفت فردا را نگراخر این یک بار از من بشنو پند بر من و بر روزگارم دل مبند..گر چه اب رفته باز اید به رود ..ماهیه بیچاره اما...مرد و سوخت
در آخر باز گویم به همه عاشق ها
عاشقان را خوشدلی تقدیر نیست...با چنین تقدیره بد تدبیر نیست
آهنگهای زیبای بنیامین در فیلم گرگ و میش ![]()

این آهنگم تقدیم می کنم به بهترین دوستم (ش) ![]()
اینم آلبوم جدید ازرائیل و بابی (سعید بزمی پور)
انتظار واژه ی غریبی است ...![]()
واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست که با آن خو گرفته ام.
که چه سخت است انتظار
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظارهای فرداهای من!
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمیدانم؟
شاید روزی بخوانند بر تو، عشق مرا ...
می دانم روزی خواهی آمد، می دانم ...
گریان نمی مانم، خندانم!
برای ورودت ای عشق.
وقتی که به یادت می افتم، به یاد خاطراتت ...
نامه هایت را مرور می کنم، یک بار ... نه ... بلکه صد بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد ...
و اشک شوق بر گونه هایم روانه میشوند ...
تنها میگویم همیشه در قلب منی تو ...
میدانم که باز خواهی گشت ... می دانم!
به یاد لحظات خوش انتظار و تنهایی ...
Nبه یاد او و تقدیم به او S