


عشق حقيقته...حقيقته عشق..عشق احساسه احساسه عشق...عشق خواستنه عاشق بودنه..عشق لمس کردنه لمسه عشقه...عشق رسيدنه رسيدنه به عشقه..عشق تقاضايه عاشق بودنه..عشق تویی..تو و من...عشق آزاديه آزاديه عشقه..عشق زندگيه زندگيه عشق...عشق نيازه.. نيازه عاشق بودنه.. من و 2 با داشتنه عشق برنده ايم

با توام ای که نگاهت من رو با عشق اشنا کرد......
یادم می ياد اون روزا وقتی ما با هم بوديم دنيا چه قدر قشنگ بود مثل کبوتر بوديم..پر مي زديم همه جا ول مي شديم تويه باد..گفتی دوسم داری تو دلم رهايی می خواد..ولی بازم تو دنيا..شايد يه روزی فردا..
چشمت تويه چشم من، می يفته بی مهابا..همون وقت به تو ميگم..چه در دايی کشيدم وقتی گذاشتی تنهام..چه
اينو ميگم هميشه حتی اگه بميرم..می خوام تورو دوباره زيره پرم بگيرم..نميره روحم از دست که دارم اين همه غم حتی اگه يه روزم از زندگيم بمونه...باز تمام وجودم از عشق تو

این مطلب امروز تو یکی از تکست هام دیدم..خودمم بار اول بود می خوندمش..قشنگ بودش گفتم حیفه شمام نخونین...
هياهوی اين شهر غريب؛ می خواهد نگذارد که تو حرفهايم را بشنوی...
اما من با تو سخن می گويم.. رساتر از هميشه...
و تو حرفهايم را می شنوی... روشن تر از هر روز...
بگذار از عشق سخن نگويم...
بگذار وسعتش را در حصار کلمات محدود نکنم؛
چرا که من عشق را با کلام در نيافتم...
برای من عشق نه کلام است؛ نه صوت و صدا..
چيزی است وسيع تر از همه اينها؛
وسيع است و با نجابت.. مانند دلت...
با شکوه است و پر رمز و راز.. همانند چشمانت..
عميق است و پر از صداقت... همانند انديشه هايت....
بگذار دريا بداند رقيبی دارد به زلالی قلبت.. وبه
ژرفناکی نگاهت..
و گفتی که معنای عشق در انتظار است و در فاصله ها..
و من تمام اين فاصله ها را با صبر و انتظار.. به تماشا نشسته ام!
چه رازيست در اين فاصله.. نمی دانم
که هر چه ميگذرد مرا شيداتر می کند...
و من؛ شيدا می مانم..
بگذار از عشق سخن نگويم؛
بگذار وسعتش را در حصار کلمات محدود نکنم....
کاش می دانستی؛
تو دليل بودنم بودی... بهانه زيستنم....
و بعد از کوچ دستانت چه می خواستی از من بماند؟
از کسی که تمام زندگيش شده خاطراتت؛
روزش ياد تو... و شبش غصه نبودنت؛....
کاش و ای کاش...
ديوار فاصله ای که ميانمان کشيده شده فرو می ريخت...
و تو برايم می گفتی تمام نا گفته ها را

آهنگهای جدید و زیبای شهرام صولتی بنام قسم