


چند مدت نبودیم چون واقعا اسیر مشکلات و درگیریها بودیم واقعا این دنیا و مشکلاتش کی می خواد دست از سرمون بر داره!

خیلی ها از این زندگی شکایت میکنن, هر کسی و می بینی یک مشکلی داره برای خودش و با مشکلاتش سرو کله می زنه. ولی با این وجود امید به زندگی, امید به مقصد و از یاد نمی برن.
یکی مریضه, یکی عاشق دل شکستس, یکی می خواد بره خارج, یکی معتاده, یکی پول نداره و با بدبختی زندگی می کنه, یکی تنهاس, .............
یک لحظه زندگی خودت و فراموش کن و خودت رو جای تک تک اینا بزار! ببین چه دنیایی داره هر آدمی با خودش و مشکلاتش. یک جایی خوندم نوشته بود وقتی از دنیا خسته شدی خودت و توی یک اتاق بزرگ پر از جعبه های کوچک و بزرگ تصور کن و بعد نگاه به جعبه خودت که در دست داری بکن! اون جعه رو با بقیه جعبه ها مقایسه کن ببین این مشکلات تو هست و اونای دیگه مشکلات و بدبختی های آدمای دیگه که دو..سه..چهار برابره جعبه های تو هست
فقط تو تنها نیستی که تحمل می کنی, فقط تو تنها نیستی که عاشقی,... منم هستم ....
زندگی و خوبی و بدیهاش هستن که شیرین میکنن وگرنه همش تکرار و مسخره میشه! ممکنه این اتفاقها این شکستها شروع دوباره ی شیرینی ها باشه ...یادت نره که این یک امتحان, می خوای خودت و محک بزنی ببینی تا کجا بلدی..ومی تونی... اگر جا نزنی و ادامه بدی موفقی, فقط باید راهش و بلد باشی .. راهش سخت نیست تو خودت بگرد حتما پیداش میکنی ...
آسمان تیره چیزی نیست, جز ابری گذرا..