


اين دنيايی که ما توش زندگی ميکنيم خيلی قشنگه،،،با همهء بيرحمي هاش بی وفای هاش...جدائی هاش و تنهایی هاش.. ولی بازم به نظره من قشنگه،،،دنيايی هست که ميشه توش زيست , عاشق شد, دوست داشت, پرستيد, حس کرد ديد و لذت برد...شايد خيلی وقت ها پيشه خودت فکرکنی آره ديگه خسته شدم نمي خوام زندگی کنم چه دنيايه!!!..اگه اين حرفو از ته دلت ميزنی.. چرا تا ميخوايی ازش جدا بشی ناراحت ميشی..ميترسی...و دلتنگش ميشی...ما آدما قدره خيلی از چيزايی که داريمو نميدونيم قدره خيلي از چيزا،،،قدره خودمونو.. دوست هایهاطرافمون آدمايه دور و ورمون..خانواده..و خيلی از چيز هایه ديگه..چرا هميشه تا جدايی بينه آدما نيفته نميشه قدره چيزی رو فهميد؟نميشه دونست که اون چيز با وجوده اينکه کنارت بوده 2 بهش بی تفاوت بودی..حالا که ازت جدا ميشه،،،تازه ميفهمی که چقد دوسش داشتی،،،جدايی واژه سختيه...خيلی سخت...چرا خدا آدمارو از هم جدا ميکنه؟بارها پيش امده برايه هميه ماها که اينو بپرسيم..چرا خدا يکيو از بينه ما ميبره..چرا جدایی ميندازه...چون تا هست تا کنارمونه تا داريمش و ماله ماست متوجه نيسيم
که چه قدر با ارزشه چه قدر دوست داشتنی و مهمه...ولی کافيه ثانيه ای از اون چيز(ميتونه هرچيزی باشه)دور شيم بعد ميفهميم که چه قدر دلتنگشيم و دوسش داشتيم...ما حتّی قدره خانواده ای که ازش متولد شديم شکل گرفتيم و بزرگ شديم رو نميدونيم..با خودمون روراست باشيم..خيلي ها شايد اينجوری نباشن...من حرفم با اونايی هست که مثله من شايد پيش بياد با خانوادشون دوا کنن و گاهی وقت ها بی احترامی کنن...همين پدرو مادر...مارو به جايی رسوندن برایه راحتيه ما همه تلاششون ميکنن..تا رفاح مارو تامين کنن..بد که ما بزرگ تر ميشيم .. اون وقت دوست داريم مستقل باشيم....از راهنمایی هاشون ناراحت میشیم..شايد بعضی وقت ها بشه حتّی کوچکترين درخواسته اونارم انجام نديمو از کنارش راحت رد بشيم..ولی وقتی يک روزی از کناره ما جدا شدن ديگه پیشمون نبودن....و ديگه نتونستيم حسشون کنيم ببينيمشون...اونوقت حسرته روزي که کنارمون بودنو ما قدرشون ندونسيم رو ميخوريم.....ما حتی قدره خودمونم نميدونيم..که چی هسيم.. کجا هسيم...آيا جايگاه واقعی ما تو جايی که درش زندگی ميکنيم به همينجا ختم ميشه؟...چرا کمتر پيش مياد به اطرافمون و اتفاقايی که داره ميفته 2 زندگيمون يا در حال شکل گيريه توجهی کنيم؟و روزی به يادشون ميفتيم که خيلی ديره...
بياين بيشتر به اتفاقايه روز مره دقت کنيم..به کارمون رفتارمون با اطرافيانمون.. بيشتر به درونمون نگاه کنيم که چی بوديمو چی شديم...آيا همونی هستيم که بوديم؟
بياين تو زندگيمون جایه گله کردن از اتفاقاته زندگی به روشه زندگی کردن خودمون نگاه کنيم..اگه ميگيم چرا توش جدايه،،؟شايد باعثه اين جدايی خودمون باشيم..اگه توش سختيه..شايد از کمکاريه ما باشه،،،اگه توش تنهايه..شايد باعثه اين تنهايی و تنها بودن خوده ما بوديم.این رو بدونید که.. ...
زندگی سخت نيست ما سختش ميکنيم..

من خيلی از اين عکس خوشم مياد... هميشه کنج کاو بودم ببينم آخره اين راه به کجا ميرسه... من فک ميکنم شبيه مسير زندگيه ما انسانها ميمونه که يه جاده طول و درازه که آخرش معلوم نيس به کجا ختم ميشه...بعضی هامون وقتی تو مسيره زندگی ميفتيم با ديدن غم هاش .. سختياش...جدايهاش..تنهايی هاش..از ادامش يا ميترسيم يا بعداز دييدن اين مسائل از ادامه دادن به اين راه خسته ميشيم صبرمون تموم ميشه و در نهایت از مسیر خارج میشیم...بعضی هامونم نه...هميشه تلاش ميکنيم تا هر جوری شده به انتهاش برسيم...انتهايه زندگی ميتونه 2 جور باشه ..يا توش موفقی و به بيشتر چيزهايی که ميخواستی رسيدی... يا نا موفق هستي و شکست ميخوری..همه اينا به اينه که چه جوری زندگی کرده باشی..چه جوری مراحلش رو گزرونده باشی...و چه مقدار تلاش داشتی؟
حالا اين مسيری که تو اين عکس هست شايد با ديده اوّل آخرشم مثله اوّلش باشه،،،اسمونه ابری جاده ای که توش تنهایی و مسيری که شايد به انتها نتونی برسونيش..ولی شايدم هرچی به انتها نزديک تر بشی اسمونش ابی تربشه...شايد اگه بيشتر بری جلو يه همسفر خوب پيدا کنی...و شايدم وقتی به انتها رسيدی يه رنگين کمونه قشنگ و زيبارو ببينی...
نظره شما چيه؟
زندگی:
زندگی زيباست نه به زيبايی حقيقت،حقيقت تلخ است نه به تلخيه جدای،جدای سخت است نه به سختيه تنهايی
سرنوشت، ننوشت ... گر نوشت، بد نوشت ..... اما باور کن : سرنوشت را نميتوان از سر نوشت
کابينه زندگي مشترک:
زن=وزير سلب آسايش، شوهر= وزير کار، مادر زن= وزيرجنگ، مادر شوهر-وزير اغتشاشات، خواهر زن= جاسوس دو جانبه، خواهر شوهر= وزيراطلاعات و بازرسي، پدر زن= وزير ارشاد، پدر شوهر= رئيس تشخيص مصلحت
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش
در تو گمگشتم به نامه زندگی
با تو بودن شد برايم هر نفس...معنيه نابه کلام زندگی...موج خواهش هايه تو اما کشيدعاقبت مارا به کام زندگی..به نام زندگانی حرامم شد جوانی.. با تو بودن لحظه هايم هر نفس
معنيه نابه کلام زندگی....موج خواهش هايه تو اما کشيدعاقبت مارا به کام زندگی..با تولد رنج ما اغاز شد....رنج افتادن به دام زندگی. نوش دارويم بمان تلخی نکن...تا ننوشم زهره جام زندگی..معنی هر دل بريدن مرگ بود..تو نبودی التيام زندگی...با تو بودن شد بريام هر نفس معنيه نابه کلام زندگی......
حالا یکم جک بگیم....![]()
به دختره مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم ![]()
غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما اینجا رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین...![]()
يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش![]()
يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ، سينه ميزن ![]()
يه دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسی تو جهنم نيست ... تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه را ( قاچاقی ) برده بهشت ![]()
يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتی ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم
خداییش باحال بود..![]()
از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميش![]()
مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها![]()
يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست![]()
يه روز يه همشهريه دست و پا ميزنه و ميگه :بربري بدين ... بربري بدين... . ميارن بهش ميدن ميخوره ميگه : آخيش! اب تو گلوم گير كرده بود!!!! ![]()
يک روز يک انکبوته قرص اکس مي خوره وبجاي ان که تار ببافه قالي مي باف ![]()
يه روزيه مگس ميره توالت بعد می گه منو اين همه خوشبختي محاله محاله....
یک کبریتی سرشو می خوارونه آتیش میگیره![]()
به پنگوئنه ميگن آرزوت چيه ؟ ميگه : يه عکس رنگي از من بگيرن!!!![]()
بيچاره مردا : وقتي بدنيا ميان همه حال مامانشونو ميپرسن - وقتي ازدواج ميکنن همه ميگن چه عروس قشنگي- وقتي ميميرن همه ميگن بيچاره زنش![]()
آدما مثل يه كتاب مي مونن كه تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذابن پس سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم بشي براي اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش مي رن سر يه كتاب ديگه! ![]()
خودکار قرمزه باباش میمیره تا چهل روز مشکی مینویسه ![]()
شرکت نوکيا براي رفاه حال اس ام اس نويسان محترم ايراني يک گوشي جديد طراحي کرده که با فشردن تنها يک دکمه مي نويسه "يه روز يه ترکه
ایول....
به تركه ميگن: @ يعني چي؟ ميگه: اي دورت بگردم ![]()
از يکی ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟؟؟ ![]()
يه روز يه تركه ميخوره به يه تير برق ميگه چه يك بزرگي! ![]()
هواپيما داشت سقوط مي کرد همه داشتن جيغ ميزدن به جز يه ترکه ! ازش مي پرسن چرا تو ساکتي ؟ ميگه : ماله بابام که نيست بذار سقوط کنه... ![]()
ترکه لامپ خونش می سوزه بهش پماد سوختگی می زنه

اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني؟ خيال کنم دل منو با رفتنت نمي شکني ؟اجازه هست خيال کنم بازم مي آي مي بينمت ؟ با اون چشماي مهربون دوباره چشمک مي زني؟ طپش طپش با چشمکت غزل بگم براي تو با اتکا به عشق تو تو زندگي برم جلو؟




















گفتم که شيرين منـــــــــي گفتا تو فرهادي مگر؟ گفتم خرابت مي شوم گفتـــــــــــا تو آبادي مگر؟ گفتم که دل دادي به من گفتا تو جان دادي مگر؟ گفتم ز کويت مــــــــــــي روم گفتا تو آزادي مگر؟ گفتم فرامـــــــــــوشم نکن گفتا تو در يادي مگر؟


















شب بود شمع بود من بودم وغم
شب رفت شمع سوخت من ماندم وغم



















شبی غم بادل من گفتگو کرد
مرابا چشمهایت روبرو کرد
دلم می گفت هرگزعاشقت نیست
ولی دست دلم راگریه روکرد

















وقتی رفتی پریشون شد خیالم همه گفتند که من دیوونه حالم
نمی دونن که اون دیوونه درفکرشفانیست
که هرچی باشه امابی وفانیست



















در غروب آرزوهایت خواهم مرد
کاش پرنده ای بودم درکرانه آسمان کاش قطره بودم به دریای بی کران
کاش توانی داشتم تادرچشمانت زاده می شدم روی گونه هایت می غلتیدم
روی شبهایت می فرودم وروی قلبم می نوشتم
<<
دوستت دارم
>>


















وفا را ازدرخت آموز
که سایه ازسرهیزم شکن هم برنمی دارد

اي كاش وقتي مي گفتي دوست دارم تا آخرش پاي حرفت مي موندي
اي كاش وقتي به دستش بوسه زدي وگفتي:"دوست دارم"مي موندي و مي ديدي كه تا صبح دستاشو بو كرد تا عطر عشقت تو قلبش بمونه
اي كاش وقتي مي خواستي به يكي ديگه دل ببندي !!!اون شبي رو به ياد مي آوردي كه قسم خوردي "دوسش داري"
اي كاش وقتي با نگاهت به لبخندي كه رو لباش مرده بود خنديدي از خودت مي پرسيدي به كدوم گناه جلوي اوون همه نگاه خوردش كردي؟!!!
اي كاش ...!!!
اما...!!!
اما افسوس وقتي برگشتي كه اوونو زير خروارها خاك پنهان كردن تا كسي نبينه قلب نداره!
تا كسي نبينه
عشقش
قلبشو له كرده!!!
افسوس وقتي پشيمون شدي كه به جاي تو دست سرد خاك اونو محكم درآغوش كشيده
افسوس وقتي فهميدي كه به خودش قول داده واست يه فرشته باشه كه به جاي پرواز به خونه ي تو واسه هميشه پر كشيد و رفت
اما من ميدونم دلش هنوزم واسه گرمي دستات داره پر ميزنه ميدوني چرا؟!!!
آخه تو دستات يه عشق پاك ميديد
آخه دستات خيلي امن بود
دلش مي خواست هميشه از اين همه دروغ به دستاي تو پناه ببره
يه چيز بپرسم راستشو ميگي؟!!!
تا حالا دستاي توام هواي دستاي عاشق اونو كرده؟
تا حالا واسه يه بارم كه شده روزاي با هم بودنتونو به ياد آوردي؟
اي كاش خودش مي تونست بياد و جواب يه عالمه چرارو ازت بگيره
اما...!!!
اما ميدوني لحظه ي آخر از خدا چي خواست؟
"هر جا هست و با هر كي هست هميشه خوشبخت باشه"![]()
H
n***
با تمامي قطره هاي اشك تقديم به تو
***S
يكي بود يكي نبود يه دروغ كهنه بود يكي موند يكي نموند حرف راست قصه بود يكي موند با غصه ها، به غم عشق مبتلا يكي رفت چه بي وفا، با دو رنگي آشنا اونكه موند ريشه پوسوند دلشو غصه سوزوند نالش از ديوه نبود، پشتشو دوري شكوند زير آوار جفا دل دادش به هر بلا با همه عشق و وفا راهي شد تو قصه ها اونكه موند يه قصه ساخت اما هي هستي شو باخت قصه ها به سر رسيد ،اون به عشقش نرسيد هيشكي خوابشو نديد، گل يادشو نچيد گم شدش تو قصه ها، توي شهر عاشقا



















يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا مرا مي برد جهنم ! فوقش مي شوم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شوي ! جهنم كه آمدي ، من آن جا پيدايت مي كنم و از لج خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كند جهنم ![]()


















موج اگر میدانست دریاهیچگاه دستهایش را نمیگیرد هرگز نفس نفس نمیزد


















به اوج رسيدن دشوار است اما در اوج ماندن دشوارتر جرا كه نهايت اوج ، نخستين مرحله سقوط است



















اگر قلب کسی را شکستيد مانند اين است که در قلبش ميخی را فرو بريد و اگر دل او را بدست اورديد مانند اين است که ميخ را از قلبش بيرون اورديد اما حيف که هميشه جای ميخ در قلب باقی می ماند


















خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ... مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ... آفتابي شه ...!!! کاش ... کاش مي شد مثل آسمون بود ... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده




















ماهي به آب گفت : تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم... آب جواب داد اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني

هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه کن حتي اگر توش شکست بخوري .......اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت علاوه بر اينکه خاطره بجا ميزاره مي تونه يه تجربه هم بجا بزاره




















کوچکترين آرزوي من اين است که به بزرکترين آرزوم برسم………… بزرگترين آرزوم اين که کوچکترين آرزوي تو باشم…………
هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي باش که دوستت داشته باش ![]()
به غم کسي اسيرم که ز من خبر ندارد عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است هر که گويد دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل او خبر نداردS>>H<<N
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع تو مرا از خواب بيدار كردي فقط خواستم بگويم تولدت مبارك.پسرم.. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر نبود ....او وقتی سراغش رفت که خیلی دیر شده بود....
نگاهي آشنا به ياس کردم ..تو را در برگ گل احساس کردم ...خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقي را پاس کردم![]()
انواع عاشقی
:
عشق از ديد کسي که در عشق شکست خورده: عشق يعني کشک جمله ي عاشقانه : برو کشکتو بساب
عشق از ديد حاج آقا: استغفرالله باز از اين حرفهاي بيناموسي زدي (جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت کند
عشق از ديد اصغرکاردي (در زندان): مرامتو عشقه، عشقي ( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي
عشق از ديد کسي که باراوله که عاشق ميشه: عزيزم باور کن حتي يک لحضه بدون تو نميتونم زندگي کنم، تو واسم همه ي دنيا هستي ... ( جمله ي عاشقانه : فدات)
كسي در باد مي خواند تو را تا اوج مي خواهم براي ناز چشمانت چه بي صبرانه مي مانم د لم تنگ است و بي يادت در اين غربت نمي مانم تو هستي در وجود من تو را هرگز نمي رانم ..........
با بودن من غم تو دلت جون مي گيره مي ميرم كه تا ابد قلب تو آروم بگيره اگه با موندن من باغ تو ويرونه مي شه ميرم اما مي دونم دل بي تو ديوونه مي شه فكر نكن كه بي كسم خدا به دادم مي رسه كوه به كوه نمي رسه آدم به آدم مي رسه مرهمي از شب چشمات واسه دردم نداري خورشيدي اما خبر از تنه سردم نداري.
یک روز تو جهنم همديگرو مي بينيم آخه هر دو تامون جهنمي هستيم تو به جرم اينکه قلب منو دزديدي من به خاطر اينکه به جاي خدا تو رو پرستيدم!
هیچکی مثل من پیدا نمیشه من تمام لبخندم را به تو هديه کردم ....تو لبخندت را با غرور به من نشان دادي ...من تمام غمهايم را براي تو فراموش کردم. ....تو غمهايت را با من قسمت کردي .....من زيبايي اسمان را با تو حس کردم ....تو سردي بهار را به من نشان دادي ......من گرمي زمستان را با تو حس کردم... !
(S&N)

عشق ايستادنه زيره باران و خيس شدنه باهم نيست.عشق آن است که يکی چتر شود و ديگری نفهمد که چرا خيس نشد؟!
(S&N)

قلبت را خالي نگه دار اگر هم روزي خواستي کسي را در قلبت جاي دهي سعي کن که فقط يک نفر باشد به او بگو که تو را بيشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ... زيرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نياز دارم

به نظره شما ازدواج پايان يا آغازه عشق است؟
زندگی گفت:که اخر چه بود حاصله من؟عشق فرمود:تا چه بگويد اين دله من...عقل ناليد:کجا حل شود اين مشکله من؟مرگ خنديد ، در اين خانيه ويرانه من. ......
آلبوم جدید ســــــندی بنام سبک سنگین

یکی از دوستان آهنگهای اسی را خواسته بود (تایپش Mp3 است)
سلام!

می خوام امروز از دوسـت داشتن بگـــم ...
تا بحال شده کسی و دیوانــــه وار دوســت داشته باشی؟ نــدونی چی کار کنی؟ دوســت داشته باشی تنـها باشی؟ و ...
من فکر می کنم عاشــق شدن و دوســـت داشتن اینه که:
ـ تو فکــرش باشی
ـ همش رویـاهای شـیرین ببــافی
- عکسـش و نگاه کنی
- تمام وجـــودت بهش عشق بورزه (احســاسش کنی تو قلــبت)
- نبودش و حــــــس کنی
- ثانیه ثانیه دلــت براش تنگ بــــشه
- خوابش و ببینی
- حس کنی از اینکه باهاته افتخار میکنی
ـ ...
اگه آدم بخواد بگه چه احساسی داره تمام عمرش و باید بشینه و از این احساس شیرین حرف بزنه!
راستی توم می تونی احساساتتو از طریق نظر دادن بــگی...
هیچ چیزتـوزندگی با ارزش تر از این نیست کـــــــــــــه عاشق باشی!
سعی کن همیشه عاشــق باشی وبا عشــق زنـدگی کنی چون اون وقت که همی چیز برات شیرین و زیباست...
اون وقت که همه دنیا می شه فقط مال تـــــو با ....
سلام!

می خوام امروز از دوسـت داشتن بگـــم ...
تا بحال شده کسی و دیوانــــه وار دوســت داشته باشی؟ نــدونی چی کار کنی؟ دوســت داشته باشی تنـها باشی؟ و ...
من فکر می کنم عاشــق شدن و دوســـت داشتن اینه که:
ـ تو فکــرش باشی
ـ همش رویـاهای شـیرین ببــافی
- عکسـش و نگاه کنی
- تمام وجـــودت بهش عشق بورزه (احســاسش کنی تو قلــبت)
- نبودش و حــــــس کنی
- ثانیه ثانیه دلــت براش تنگ بــــشه
- خوابش و ببینی
- حس کنی از اینکه باهاته افتخار میکنی
ـ ...
اگه آدم بخواد بگه چه احساسی داره تمام عمرش و باید بشینه و از این احساس شیرین حرف بزنه!
راستی توم می تونی احساساتتو از طریق نظر دادن بــگی...
هیچ چیزتـوزندگی با ارزش تر از این نیست کـــــــــــــه عاشق باشی!
سعی کن همیشه عاشــق باشی وبا عشــق زنـدگی کنی چون اون وقت که همی چیز برات شیرین و زیباست...
اون وقت که همه دنیا می شه فقط مال تـــــو با ....
داستان شب یلدا 
شب یَلدا یا شب چِله آخرین روز آذرماه، نخستین شب زمستان و درازترین شب سال است.
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. این جشن مراسمی آریایی است و آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار میکردهاند.
ایرانیان باستان این شب را گرد آتش جمع میشدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند. بین مردم رایج بود که در شب یلدا، قارون ( ثروتمند افسانه ای) ، در جامه کهنه هیزم شکنان به در خانه ها می آید و به مردم هیزم می دهد، و این هیزم ها در صبح روز بعد از شب یلدا، به شمش زر تبدیل می شود، بنابراین، باورمندان به این باور، شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم شکن زربخش و هدیه هیزمین خود بیدار می ماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی بر پا می کردند.
جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون و گرفتن فال حافظ است.
یلدا برای من سخت ترین شب ساله
چون طولانی ترین شب منه بی او...
یک شب بی تو...
امشب يه شبه سرده زمستونيه.. يه شبه برفی..يه شبه تاريکه تاريک.. که توخيابونا حتی صدايه حرکته يه ماشينم نمی ياد...
سکوته سکوت..همه چيز ارومه ارومه..فقط بعضی وقتا صدای تکون خوردن درختا به خاطره سنگينيه برف به گوش ميرسه..
حالا فکر کن تويه همچين شبه سرديی تو همچين شبه سردو تاريک با یک دل گرفته تنهايه تنها بشی..
امشب از هميشه سرمارو بيشتر حس کردم..چون ديگه اون نبود که با گرمايه عشقش به وجودم گرما ببخشه اونی که با دستای گرمش سرمایه دستامو به گرما تبدیل کنه...
امشب از هميشه تاريک تر بود برام چون ديگه چراغ زندگيه من کناره من نبود تا با بودنش به زندگيه من روشنايی بده...
امشب از همه شبا ساکت تر بود چون تو نبودی اين سکوتو با صدايه دلنشينت با اون خنده هايه شيرينت بشکنی.
آخ که چقدر امشب دلم هوايه با تو بودنو کرده...چقدر دلم برايه چشمات نگاهات حرفات خنديدنات تنگ شده..
امشب جای خاليت تو زندگيم از هميشه بيشتر حس شد..حالا بيشتر از هميشه مي فهمم که چه قدر دوست دارم و بهت وابستم.... چه قدر برام عزيزی و تا چه اندازه به تو... آره به تو و با تو بودن و به عشقه تو زندگی کردن نیاز دارم...امشب بيشتر از شب هايه ديگه فهميدم که زندگی کردن کناره تو کناره عشقه تو و با آرزويه رسیدن به تو چقدر شيرين و لذت بخشه.ميخوام اينو بدونی که هميشه هر کجايه دنيا که باشی چه کنارم باشی چه مثل الان که تقديره بينمون هزارن هزار فاصله رو هدیه کرده دوستت دارم و به عشقی که بينمون هست افتخار ميکنم..من معني زندگيو دوست داشتن و با تو شناختم و با توم به پايان ميرسونم...لحظه در لحظه عذابه لحظه هايه منه بی تو تجربه کردنه مرگه زندگی کردنه بي تو...دوستت دارم و به امید شیرینیه لحظه ای با تو بودن تلخیه هر ثانیه بی تو بودن را تحمل می کنم...عاشقه همیشگیه تو S~~H~~N
به غم کسي اسيرم که ز من خبر ندارد عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است هر که گويد دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل او خبر نداردS>>H<<N
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع تو مرا از خواب بيدار كردي فقط خواستم بگويم تولدت مبارك.پسرم.. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر نبود ....او وقتی سراغش رفت که خیلی دیر شده بود....
نگاهي آشنا به ياس کردم ..تو را در برگ گل احساس کردم ...خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقي را پاس کردم![]()
انواع عاشقی
:
عشق از ديد کسي که در عشق شکست خورده: عشق يعني کشک جمله ي عاشقانه : برو کشکتو بساب
عشق از ديد حاج آقا: استغفرالله باز از اين حرفهاي بيناموسي زدي (جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت کند
عشق از ديد اصغرکاردي (در زندان): مرامتو عشقه، عشقي ( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي
عشق از ديد کسي که باراوله که عاشق ميشه: عزيزم باور کن حتي يک لحضه بدون تو نميتونم زندگي کنم، تو واسم همه ي دنيا هستي ... ( جمله ي عاشقانه : فدات)
كسي در باد مي خواند تو را تا اوج مي خواهم براي ناز چشمانت چه بي صبرانه مي مانم د لم تنگ است و بي يادت در اين غربت نمي مانم تو هستي در وجود من تو را هرگز نمي رانم ..........
با بودن من غم تو دلت جون مي گيره مي ميرم كه تا ابد قلب تو آروم بگيره اگه با موندن من باغ تو ويرونه مي شه ميرم اما مي دونم دل بي تو ديوونه مي شه فكر نكن كه بي كسم خدا به دادم مي رسه كوه به كوه نمي رسه آدم به آدم مي رسه مرهمي از شب چشمات واسه دردم نداري خورشيدي اما خبر از تنه سردم نداري.
یک روز تو جهنم همديگرو مي بينيم آخه هر دو تامون جهنمي هستيم تو به جرم اينکه قلب منو دزديدي من به خاطر اينکه به جاي خدا تو رو پرستيدم!
هیچکی مثل من پیدا نمیشه من تمام لبخندم را به تو هديه کردم ....تو لبخندت را با غرور به من نشان دادي ...من تمام غمهايم را براي تو فراموش کردم. ....تو غمهايت را با من قسمت کردي .....من زيبايي اسمان را با تو حس کردم ....تو سردي بهار را به من نشان دادي ......من گرمي زمستان را با تو حس کردم... !
(S&N)

عشق ايستادنه زيره باران و خيس شدنه باهم نيست.عشق آن است که يکی چتر شود و ديگری نفهمد که چرا خيس نشد؟!
(S&N)

قلبت را خالي نگه دار اگر هم روزي خواستي کسي را در قلبت جاي دهي سعي کن که فقط يک نفر باشد به او بگو که تو را بيشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ... زيرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نياز دارم

به نظره شما ازدواج پايان يا آغازه عشق است؟
زندگی گفت:که اخر چه بود حاصله من؟عشق فرمود:تا چه بگويد اين دله من...عقل ناليد:کجا حل شود اين مشکله من؟مرگ خنديد ، در اين خانيه ويرانه من. ......